چی می شه هوو میاد سرمون؟

چی می شه ههو میاد سرمون

 

این حق طبیعی همه ماست که روابطی سالم با اطرافیانمان، از قبیل دوستان، همسر و اعضای خانواده مان برقرار نماییم. برقراری چنین روابطی علاوه بر تأمین نیازهای مادی و معنوی، به افزایش حس بهزیستی، شادکامی، نشاط و امید منجر می گردد. به دلیل نیاز انسان به برقراری رابطه نداشتن چنین روابطی می تواند آسیب های فراوانی را به دنبال داشته باشد. در حقیقت بسیاری از مشکلات روحی و روانی از عدم موفقیت افراد در برقراری روابط سالم و مناسب ناشی می شوند.

چند همسری

 

ممکن است با نگاهی به روابطی که در آن قرار دارید دریابید که در بسیاری از موارد در روابطی قرار داشته یا دارید که به اندازه کافی رضایت بخش نبوده و نیستند و یا حتی در مواردی در شما احساس شکست، آسیب و مورد سوءاستفاده قرار گرفتن را ایجاد کرده اند. هنگام مواجهه با چنین مشکلاتی در روابط، افراد ممکن است به راه حلهای مختلفی متوسل شوند. برخی افراد در وهله اول برای تصحیح رابطه تلاش کرده و در این راه ممکن است از دیگران هم طلب کمک نمایند. هنگامی که چنین تلاش هایی به ثمر نمی رسد، برخی افراد اقدام به ترک رابطه کرده و برخی دیگر به دلایل مختلف، ناگزیر از باقی ماندن در رابطه بوده و با وجود تحمل فشارهای بسیار آن را ادامه می دهند.

 

اما دلیل رضایت بخش نبودن یک رابطه دوطرفه چیست؟ آیا مشکلاتی که در رفتار و شخصیت یک طرف وجود دارد، منجر به ناکارآمدی رابطه می شود؟ حتماً با موارد زیادی مواجه شده اید که در آن دو طرف، مثلاً زن و شوهر، از دیگران خواسته اند تا قضاوت کنند که کدامیک مقصر مشکلات موجود هستند. آیا دو طرف به تنهایی مشکلی نداشته و تنها به این دلیل که گزینه های مناسبی برای یکدیگر نیستند با مشکل مواجه گردیده اند؟ آیا افراد می توانند امیدوار باشند که با تغییر رفتار خود کیفیت رابطه را بهبود ببخشند؟ در بسیاری موارد پاسخ این سئوالات برای افراد روشن نیست و همین موضوع منجر به سردرگمی آنها در پیدا کردن راه حلی مناسب برای رفع مشکل می گردد. در موارد زیادی نیز افراد دچار تردیدند که این مشکلات تا چه اندازه ، مشکلاتی رایج و معمول در همه روابط بوده و تا چه حدی نیازمند بررسی و حل کردن هستند. در حقیقت، در بسیاری موارد افراد ملاک و معیار شفاف و روشنی برای سلامت رابطه ندارند. همین موضوع می تواند به انکار مشکلات موجود در رابطه و عدم تلاش برای حل آنها منجر شود و در نتیجه نابودی رابطه را در پی داشته باشد. در صورتی که شناسایی صحیح مشکل و اقدام برای حل آن می تواند مانع از وخیم تر شدن مشکلات و وارد شدن آسیب به طرفین شود.

برای داشتن یک رابطه سالم در درجه نخست باید بتوانید ارتباط مؤثر و مناسبی با طرف مقابل برقرار کنید. به این معنا که در تعاملات خود با طرف مقابل بتوانید به راحتی صحبت کنید و حرف های او را هم بشنوید.

 

چی می شه ههو میاد سرمون

 

بنابراین برای جلوگیری از چنین وضعیتی در درجه اول باید ویژگی های یک رابطه سالم را بشناسید و بر این اساس تشخیص دهید که آیا در چنین رابطه ای قرار دارید یا خیر. در وهله دوم لازم است تشخیص دهید مشکلات موجود در رابطه از کجا نشأت می گیرند تا در پی آن بتوانید به بهترین وجه در صدد حل مشکل برآیید. بسیاری افراد مجموعه ای از مفاهیم کلیشه ای را به عنوان ملاک های سلامت رابطه در ذهن دارند. مثلاً مرز بین حق داشتن حریم خصوصی و صداقت با طرف مقابل کجاست؟ در بسیاری از موارد هنگامی که افراد به تعریف روشنی از ویژگی های رابطه سالم دست پیدا می کنند، در می یابند که رابطه آنها فاقد این ویژگی هاست. در نتیجه ممکن است احساس شکست، درماندگی و ناامیدی به آنها دست دهد. در حالی که بسیاری از ویژگی های رابطه سالم را می توان با آگاهی، تمرین و در مواردی کمک گرفتن از نظر متخصصان به دست آورد.

 

برای داشتن یک رابطه سالم در درجه نخست باید بتوانید ارتباط مؤثر و مناسبی با طرف مقابل برقرار کنید. به این معنا که در تعاملات خود با طرف مقابل بتوانید به راحتی صحبت کنید و حرف های او را هم بشنوید. برای کسب این توانایی لازم است مجموعه ای از مهارت ها را در خود پرورش دهید. همچنین یک ارتباط مؤثر مستلزم داشتن یک سبک ارتباطی مؤثر است. افراد مختلف سبک های ارتباطی مختلفی اتخاذ می کنند که در مواردی می تواند به خود فرد، طرف مقابل و نیز به رابطه آسیب وارد کند. در حالی که خود آنها از اینکه رفتارشان این مشکلات را ایجاد کرده است ناآگاهند. با وجود همه ویژگی ها و توانایی افراد رابطه سالم لزوماً رابطه ای نیست که در آن اختلاف و درگیری وجود نداشته باشد. مهم آن است که دو طرف رابطه بتوانند به خوبی از عهده حل تعارض و مشکل پیش آمده برآیند. به این منظور لازم است که طرفین مهارتهای حل تعارض را کسب نمایند و آنها را در رابطه خود به کار ببندند.

 

همچنین برای داشتن یک بحث مؤثر و بالغانه که بتواند منجر به رضایت دو طرف شود لازم است تا شما روی توانایی های خود در این زمینه نیز کار کنید. در بسیاری از مواقع احساس می کنید علیرغم تلاش هایتان رابطه شما به سطح رضایت بخشی نمی رسد. ممکن است خود شما از اینکه رابطه ای که در آن قرار دارید تا چه اندازه با سوءاستفاده همراه است ناآگاه باشید. در چنین مواردی کمک گرفتن از یک متخصص برای آگاهی از میزان آسیب زننده بودن رابطه و یا غلبه بر ترس هایی که مانع از ترک چنین روابطی می گردند، می تواند به شما کمک کند . برخی مشکلات می توانند یک رابطه را به سمتی پیش ببرند که منجر به تخریب تدریجی رابطه و در نهایت نابودی آن گردد. یکی از عمده ترین این موارد مشکلات دو طرف در وابستگی یا استقلال است. بسیاری اوقات افراد مرز بین استقلال و وابستگی سالم و بیمارگونه را نمی دانند. تعهد سالم، لازمه برقراری هر رابطه ای است. اما در برخی موارد این موضوع می تواند شکلی ناسالم به خود گرفته و منجر به بروز مشکلاتی در فرد و یا در رابطه گردد.

 

مهم آن است که دو طرف رابطه بتوانند به خوبی از عهده حل تعارض و مشکل پیش آمده برآیند. به این منظور لازم است که طرفین مهارتهای حل تعارض را کسب نمایند و آنها را در رابطه خود به کار ببندند.

 

اعتماد به نفس برخی از افراد به شدت به بازخوردی که از رابطه دریافت می کنند وابسته است. برخورداری از احترام و اعتماد به نفس از کلیدهای طلایی برقراری رابطه سالم هستند. لذا داشتن اطلاعاتی در مورد آنچه که تعاملات زناشویی را از حالتی سالم و شاد خارج می کند، می تواند به بهبود ارتباط کمک کند. یکی از عمده ترین مشکلاتی که زوج ها با آن مواجه می شوند، خیانت یکی از طرفین رابطه است. خیانت، به احساس اعتماد در رابطه لطمه وارد کرده و موجب ایجاد فاصله در روابط می گردد. هنگام مواجه شدن با خیانت چه اقداماتی لازم است. آیا این مسئله به معنای پایان یافتن رابطه است؟ آیا در صورت ادامه رابطه زناشویی، این خطر همواره وجود ندارد که رابطه خارج زناشویی تداوم پیدا کند؟ دلیل اینکه یک زن یا مرد به همسر خود خیانت می کند چیست؟ این دلایل در مورد زنان و مردان متفاوت است. آگاهی از این دلایل می تواند از رخ دادن این مشکل و یا تکرار آن جلوگیری کند. واقعیت آن است که همان گونه که مجموعه ای از دلایل منجر به خیانت مردان می گردد زنان نیز برای این کار توجیهاتی دارند.

منبع: بیتوته